پیداست تمام کربلا در چشمت - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
یک لحظه شدیم خیره تا در چشمتدیدیم تمام غصه را در چشمتچشمان تو از روضۀ مکشوف پر استپیداست تمام کربلا در چشمت#سیدعلی_محمد_نقیب
تو را زمانه نفهمید - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
در آن نگاه عطشدیده روضه جریان داشتتمام عمر اگر گریه گریه باران داشتگرفت جان تو را ذره ذره عاشوراکه لحظه لحظۀ آن روز در دلت جان داشتچه سنگها سرت از دست نانجیبان خوردچه زخمها دلت از شام نامسلمان داشتاسیر بودی و از خطبۀ تو میترسیدبه روشنای کلامت یزید اذعان داشتو بر امامت تو سنگ هم شهادت دادبه قبله بودن...
فرصت دیدار - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
گفتم به دیده: امشب اگر یار بگذردراهش به گریه سد کن و، مگذار بگذردگفتا چه جای گریه؟ که او همچو ماه نورخسار خود نکرده پدیدار، بگذردبگذشت از کنار من آنسان که بوی گلدامنکشان ز ساحت گلزار بگذرددر باغ گل نمینهد از خویش جای پااز بس که چون نسیم، سبکبار بگذردگفتم: دمیده پیش تو، خورشید را ببخشگفتا: مگر خدا ز ...
دوبیتی در دوبیتی دفترت را - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
مروری تازه کن بال و پرت را دوبیتی در دوبیتی دفترت را گریبان چاک کن بگذار بارانبخواند زخمهای پیکرت را#سیدحبیب_نظاری
همۀ عمر تو محرّم بود - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
امشب از آسمان چشمانتدستهدسته ستاره میچینمدر غزلگریۀ زلالت آهسرخی چارپاره میبینمزخمهای دل غریبت رامرهم و التیام آوردمباز از محضر رسولاللهبه حضورت سلام آوردمدر شب تار تیرهفهمیهاروشنی را دوباره آوردیآسمان را کسی نمیفهمیدتا که با خود ستاره آوردیساحت مستجاب سجّاده!بندگی را تو یادمان دادیدل ما شد اسیر چشم...
قضای خیر - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
امام باقر (علیهالسلام)فِی کُلِّ قَضاءِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَیْرٌ لِلْمُؤمِنِدر هر قضای الهی برای مؤمن خیری نهفته است.تحف العقول، ص۳۰۲بیهوده مکن شکایت از کار جهاناسرار نمیشوند همواره عیانفرمود امام باقر، آن بحر علوم:در هر چه قضای اوست، خیریست نهان#حسین_شنوائی
تو را جویم - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان تو را جویم نمیدانم تو را ای یار هر جایی، کجا جویم؟...ندارم همچنان یک جا قرار از بیقراریهااگر چه در حقیقت حاضری، هر جا تو را جویماگر چه از رگ گردن تویی نزدیکتر با منتو را هر لحظه از جایی منِ سر در هوا جویمز محراب اجابت میشود مقبول طاعتهانجویم گر تو را ای قبلۀ عالم ک...
مشتاقان وصل - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 13:24
پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی آتشی در خرمن شوریدگان انداختی...در دلم جا کردی و کردی مرا از من تهیتا مرا از هستی خود در گمان انداختیشعلۀ حسن تو دوش افروخت دلها را چون شمعاین چه آتش بود کِامشب در جهان انداختی...دیده از خواب عدم نگشوده، گردیدند مستچون ندای «کُن» به گوش انس و جان انداختیسوی «أو أدنی...
با کریمان کارها دشوار نیست - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 13:33
شب گذشت از نیمه اما با تو صحبت میکنمتا که بگزارم نماز عشق، نیت میکنمای ولایت شرط توحید تمام عاشقان!با تولای تو، من تجدید بیعت میکنمدر حریم حضرت خورشید، جای ذره نیستاز حضور خود در این درگاه حیرت میکنمتا نگاهم میکنند آیینهها از هر طرفشرم از آیینۀ قرآن و عترت میکنممن که سنگینبارم از بسیاری جرم و گناه،خ...
یک جمعه - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 13:33
هر چند نفس نمانده تا برگردیمبا این دل منتظر، کجا برگردیم؟با ندبۀ ما نیامدی، حرفی نیستیک جمعه تو گریه کن که ما برگردیم#اسماعیل_محمدپور
غریب در وطن - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 13:33
و جنس درد تو از جنس روضهٔ حسن استغریب خانهٔ خود! غربت تو در وطن استچگونه و به چه قیدی؟ چه نام باید داد؟به ام فضل و به جعده اگر رباب زن استزبان به شکوه گشودهست زهر و میداندکه این دو روح و دو تن نیست، بلکه یک بدن است...اگر چه با حسن افتاده روی درد دلتولی حسین هم این بین با تو همسخن استگریز روضه اگر نا...
به انتظار «بایست»! - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:17
به رغم سیلی امواج، صخرهوار بایستدر این مقابله چون کوه استوار بایست!خلاف گوشهنشینان و عافیتطلبانتو در میانۀ میدان کارزار بایست!نه مثل قایق فرسودهای کناره بگیرنه مثل طفل هراسیدهای کنار بایست!در این زمانۀ بدنام ناجوانمردیبه نام نامی مردان روزگار بایست!بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمربه انتظار «ن...
مطلع الفجر - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:17
خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سرهر کسی بالا کند با نیت دیدار سرهر زمان یک جور باید عشق را ابراز کردچون تو که هر بار دل میدادی و این بار سرعشق! آری عشق وقتی سر بگیرد، میرودبر سر دروازهها سر، بر سر بازار سرای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دستتا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سرکاشفالاسرار میخواهد گرهگیسو...
به هوای حرم عشق - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:17
برداشت به امّید تو ساک سفرش راناگفتهترین خاطرۀ دور و برش رابرگشت، نگاهی به من انداخت و خندیدبوسید در آن لحظۀ آخر پسرش رابرخاسته بود العطش از مجلس روضهآتش زده بود آه... دلِ شعلهورش راپر زد به هوای حرم عشق که شایدیک روز بریزد همه جا بال و پرش راآهسته فقط گفت: امان از دل زینبوقتی که رساندند به مادر خبر...
دلم لبریز از نور است - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:17
به ظاهر زائرم اما زیارت را نمیفهمممن بیچاره لطف آشکارت را نمیفهممتو از من بیشتر مشتاق دیداری و من حتیبه دل افتادن گاه و گدارت را نمیفهممزیارتنامه میخوانم دلم از نور لبریز است«اگر چه گاه معنای عبارت را نمیفهمم»تو پرواز مرا در اوج میخواهی و میدانیمن از بس در قفس بودم اسارت را نمیفهممبه جای غربت تو ازد...
موسای کلیم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:17
دل در حرم تو، خویش را گم کردهستیعنی عوض گریه، تبسم کردهست موسای کلیم نیست این دل، امابیواسطه با شما تکلم کردهست#محمدجواد_غفورزاده
حادثهای ناگهانی - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 5:36
هفته، مجال هفت قدم مهربانی استشنبه شروع همدلی و همزبانی استیکشنبهها که میرسد از راه، این جهاندر انتظار حادثهای ناگهانی استروزی دوبار در تب و تاب دوشنبهامدنیا هنوز مات دو جنگ جهانی استخیرالأمور اوسطها؛ پس سهشنبههاحال و هوای شعر فقط جمکرانی استحتی چهارشنبه شبیه سهشنبه استحتی چهارشنبه زمین، آس
نقطهٔ عروج - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 5:36
از خاک میروم که از آیینهها شومها میروم از این منِ خاکی جدا شوممن زادۀ زمینم و تا عرش میرومپر میکشم، مسافر اُمُّالقُرا شوماین چند روز، فرصت خوبیست تا که مناز چند سال بندگی تن جدا شومتا نقطهٔ عروج دل خویش پر زنماز خود جدا شوم، همه محو خدا شومبا جامهای سپیدتر از بخت آفتاباز تیرگی این همه ظلمت
ابر عنایت - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 5:36
در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته استدل، طوقِ الفتی به ضریح تو بسته استچون دشتهای تشنه در این آستان قدسدر انتظار ابر عنایت نشسته استچون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب!ما را قبول کن که دل ما شکسته استفوج کبوتران تو آموخت عشق راپرواز نور در حرمت دسته دسته استدریاب روح خستۀ ما را که مثل اشکدیگر امید ما ز دو ...
آیۀ احسان - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 5:36
ذکر پابوس شما از لب باران میریختابر هم زیر قدمهای شما جان میریختهر چه درد است به امیّد دوا آمده بوداز کفِ دست دعای همه درمان میریختعطر در عطر در ایوان حرم گل پاشیدباد بر دوش همه زلف پریشان میریختنور در آینههای حرمت گل میکاشتاز نگاه در و دیوار گلستان میریختروی انگشت همه ذکر دعا پَر میزداز ض

برچسب‌های مرتبط

در رثای استاد | شعر در رثای استاد | شعری در رثای استاد | مسافری از هند | مسافران مهتاب | مسافر کوچولو | مسافرخانه تهران | مسافران بیضایی | مسافران سریال | بدنامی حیات دو روزی نبود بیش