تو از فهمیدهها فهمیده بودی؟
-
تاریخ: 1400/12/10 ساعت: 22:12
تو همچون غنچههای چیده بودیکه در پرپر شدن خندیده بودیمگر راز حیات جاودان راتو از فهمیدهها فهمیده بودی؟#قیصر_امین_پور
کاروان...
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 8:40
کاروان رفت و اهلِ آبادیاشک بودند و راه افتادندچند فرسخ نگاه بدرقه رادر پی کاروان فرستادندشوق رفتن به سرزمین بهشتخسته میکرد کوه و صحرا راغافل از این که راهزنها همدر کمیناند کاروانها رادور شو کور شو! صدا برخاستقلبها را پر از مخاطره کردکاروان را به
صدای پای زائران
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 8:40
این محبّت آسمانی است یا زمینی است؟این کشش فقط خیالی است یا یقینی است؟این که میکِشد مرا به سوی تو چه جذبهایست؟حال و روز عاشقان همیشه اینچنینی استتاول شکفته زیر پای زائر تو رابوسه میزنم که موسم ستارهچینی استکاش تاولی به پای زائر تو میشدمتا نوازشم
پیمان عشق
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرمسرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرمسراغ سرت را من از آسمان وسراغ تنت از بیابان بگیرمتو پنهان شدی زیر انبوه نیزهمن از حنجرت بوسه پنهان بگیرم...قرار من و تو شبی در خرابهپیِ گنج را کنج ویران بگیرم...هلا! میروم تا که منزل به منزلبرای تو از عشق پیمان بگیرم#محمد_رسولی#مرثیه_با_شکو...
فیض نسیم
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
این شنیدم که چو آید به فغان طفل یتیمافتد از نالۀ او زلزله بر عرش عظیمگر چنین است چه کردهست ندانم با عرشآه! طفلی که غریب است و اسیر است و یتیماز چه ویران نشدی ای فلک آندم که شدنداهلبیت شه بییار به ویرانه مقیمساخت ویرانهنشین ظلم عدو قومی راکه خدا
غم عشق
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
الا ای سرّ نی در نینوایتسرت نازم، به سر دارم هوایتگلاب گریهام در ساغر چشمگرفته رنگ و بوی کربلایتجدایی بین ما افتاد و هرگزنیفتادم چو اشک از چشمهایتدر ایام جدایی در همه حالبه دادم میرسد دستِ دعایتبلاگردان عالم! رو مگرداناز این عاشقترین درد آشنایتبه
ویرانۀ وصال
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
از خیمهها که رفتی و دیدی مرا به خوابداغی بزرگ بر دل کوچک نهادهایگرچه زمن لب تو خداحافظی نکردمیگفت عمّهام به رخم بوسه دادهای...تا گفتگوی عمّه شنیدم میان راهدیدم تو را به نیزه و باور نداشتمتا یک نگه ز گوشۀ چشمی به من کنیمن چشم از سر تو دمی برنداشت
شب قدر من
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
امشب که با تو انس به ویران گرفتهامویرانه را به جای گلستان گرفتهامامشب شب مبارک قدر است و من تو رابر روی دست خویش چو قرآن گرفتهامپاداش تشنه کامی و اجر گرسنگیگل بوسهایست کز لب عطشان گرفتهاماز بس که پا برهنه به صحرا دویدهامیک باغ گل ز خار مغیلان گرفتهام...بر داغدیده شاخۀ گل هدیه میبرندمن جای گل، سرِ تو...
شمع جمع مشتاقان
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
آمدی در جمع ما، ویرانه بوی گل گرفتآمدی بام و در این خانه بوی گل گرفتآن شب قدری که شمع جمع مشتاقان شدیتا سحر خاکستر پروانه بوی گل گرفتمن که با افسون گفتار تو میرفتم به خواباز لبت گل ریختی افسانه بوی گل گرفتگرچه لبهای تو را بوسید جام شوکراناز نگاهت س
آفتاب شام
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
آفتاب، پشت ابرهاستدر میانههای راهدختریسینیِ غذا به دستبا نگاهِ کودکانهاش به زائران تعارفِ تبسّم و سلام میکندالتماس پشت التماس:«یا ضُیوفنَا الکرام!اَلطّعام! اَلطّعام!»من به اتفاق کودک درون خود به شام میرومسینی و سری شبیهِ آفتاب…کاش سینیِ مسی نماد آسمان نبودکاش آفتابِ شام دخترکاینقدَر عیان نبودکاش پشت...
با تیر، جنازۀ تو گلباران شد
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
ای آنکه غمت وقف دلِ یاران شدبر سینه نشست و از وفاداران شدبا زهر، دلت دشت شقایق گردیدبا تیر، جنازۀ تو گلباران شد#محمدجواد_غفورزاده
در خانۀ خود غریب بودن سخت است
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
هم صحبت نانجیب بودن سخت است در شهر پر از فریب بودن سخت است آن روز به گوش کوچه میگفت حسندر خانۀ خود غریب بودن سخت است #مژگان_محمدی
رازدار سِرّ مگو
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:07
چه خبر شد که راه بندان استکوچه کوچه پر از غزلخوان استهمه انگشتها به دندان استماه روی حسن نمایان استسبز مثل بهار میآیدبا فقیران نشسته روی حصیربرکت میدهد به نان و پنیربه نگاهش دل یتیم، اسیرسفره پهن و چه فرق اینکه فقیراز کدامین دیار میآیدمثل آیینه ا
یک کربلا مصیبت
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
زخمی شکفته، حنجرهای شعلهور شدهستداغ قدیمی من از آن تازهتر شدهستزخمی که غنچه بسته و جانی از آن شکفتوقتی دهان گشود جهانی از آن شکفتاین شعله در وجود من از گریه روشن استاین سوختن نشانهٔ آرامش من استاین داغ در اجاق دلم بیشرر مباداین زخم کهنه کمتر از
خورشید سر بریده
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
آتش چقدر رنگ پریدهست در تنورامشب مگر سپیده دمیدهست در تنور؟این ردّ پای قافلهٔ داغ لالههاست؟یا خون آفتاب چکیدهست در تنور؟!این گلخروش کیست که یکریز و بیامانشیپور رستخیز دمیدهست در تنور؟چون جسم پاره پارهٔ در خون تپیدهاشفریاد او بریده بریدهست د
اگر گهواره را پس داده بودند
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
رباب است و خروش و خستهحالیبه دامن اشک و جای طفل خالیاگر گهواره را پس داده بودنددلش خوش بود با طفل خیالی#علی_انسانی
معبر سرخ
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
اینان که ز عرصۀ بلا میگذرندبا زمزمۀ سرود «لا» میگذرندتا قدس رها ز بند بیداد شوداز معبر سرخ کربلا میگذرند#سیدحسن_حسینی
بیسر و سامان کیستی؟
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
ای آفتاب! ماه شبستان کیستی؟چادرنشینِ ظهر بیابان کیستی؟دلواپس لبان ترکخوردهٔ کهای؟چشم انتظار ساقیِ عطشان کیستی؟امشب خراب یک دو نماز نشستهایفردا شب از خرابهنشینان کیستی؟وقت وداعِ ساحل و دریا حکایتیستآرامش تلاطم طوفان کیستی؟عالم تمام بیسر و سامان زینبندجان حسین! بیسر و سامان کیستی؟#مهدی_جهاندار#مرثیه_ب...
پیام پرپرِ گلهای باغ
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
شبی که بر سر نی آفتاب دیدن داشتحدیث دربدریهای من شنیدن داشتبسیط دشت، چنان لالهزار حسرت بودکه سبزه نیز سر سرخ بردمیدن داشتهدف چه بود در این کارزار خونآلودکه شعله شوقِ به هر خیمه سرکشیدن داشتچه بود در سر گلهای باغ سبز رسولکه دشت فتنه هنوز آرزوی چید
به پا کن کربلایی در دل ما
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 13:23
بیاور با خودت نور خدا راتجلیهای مصباح الهدی رابه پا کن کربلایی در دل ماتو که تا شام بردی کربلا را#یوسف_رحیمی